هفته معام

معلم
عارفان علم ،عاشق می شوند بهترین مردم معلم می شوند
عشق با دانش متمم می شود هر که عاشق شد معلم می شود
سخن از عشق دلدادگی است،ازایثار است،ازفداکاریست،ازپرتوشمع است ازسوختن پروانه است،ازفریاد بلبل است وازغمزه گل دربوستان مدرسه،درگلستان علم ودانش،در حریم دشتهای پرآلاله،از گفت وشنود در کلاس درس وتبادل افکار.
سخن از گام برداشتن درجاده عشق ومهرجوانان،ازتلاش درطریق تزکیه نونهالان،ازانتظار بازتاب به گل نشستن شقایقهای جوان ؛ازانتظار تو،ای معلم عاشق به شاگردان ومکتب،که با درونی گداخته ازآتش اشتیاق وسینه ای پرسوز ازخدمت؛بدون توقع به دنبال سایه های عشق می روی؛تازبان وروح گلهای جوان را بارور کنی!درفضیلت عشق توهمان بس که گلها ی استعداد را به خرمنهایی از خلاقیت مبدل می سازی وناامیدی را به شیرینی هدف ،شهد وحلاوت می بخشی.این موهبتی است بس بزرگ که فقط به عاشقان حقیقی وادی مدرسه تقدیم می گردد.اینک ای معلم مهربان! ای که با سعی وکوشش دربوستان عشق مدرسه درخت نمونه بودن را غرس کرده ای ونام معلم رادر قله های بلند تلاش وکوشش متجلی ساخته ای،برتو درود می فرستیم ودست هایت را می بوسیم وبرایت طلب مغفرت می نمایم؛که تو از سلسله نوری توازتبار ستاره ای،تو ازآفتاب ایمان سفر آغاز کرده ای توبرمرکب خورشید سواری وانوارآفتاب را به همراه داری،تو ازسلاله پیامبرانی،تومصلح اجتماعی،توروح می بخشی وچشم دل را روشن میکنی.
معلم توشمعی که درتیره راه عمر می سوزی،توپروانه ای که در راه عشق پا می گذاری،تو ابری که بر دشتهای تشنه می باری،توتجلی نورخدایی!ای پیرروزگار بهر کجا می نگرم رد پای توست.


