.: « عزت حسيني» در فرهنگ عاشورا :.

چكيده مقاله

ما در اين مقاله ابتداء به مفهوم‌شناسي واژه ‹‹عزّت›› در فرهنگ لغت پرداخته و آنگاه به جستجوي معاني اين واژه در فرهنگ قرآني پرداخته‌ايم؛ و كاربردها و موارد استعمال گوناگون عزّت را در آيات قرآني و نيز راههاي دستيابي به عزّت از ديدگاه قرآن را مورد بحث قرار داده‌ايم؛ و سپس وارد مبحث اصلي مقاله كه همان ‹‹عزّت حسيني›› در فرهنگ عاشورا بود، شده‌ايم؛ و با استناد به خطبه‌ها، نامه‌ها و سروده‌هاي آن حضرت، جلوه‌هاي گوناگون عزّت در عاشورا و نيز پيامهاي تربيتي اين واژة مقدس را برشمرديم.
آنچه از اين مقاله استنتاج مي‌شود اين است كه هر مكتب تربيتي براي تربيت انسانها راه و رسمي را برمي‌گزيند و در مكتب حسين ابن علي (علیه السلام)، اساس تربيت انسانها عزّت مداري و زندگي همراه با عزت و شرافت انساني است. انساني كه در اين مكتب پرورش مي‌يابد، فلسفة مرگ و حيات را به زيباترين شكل آن دريافته و در هر شرايطي بر حفظ عزّت پافشاري نموده و مرگ باعزّت را بر زندگي همراه با ذلت و خواري ترجيح مي‌دهد؛ و هرگز حاضر نمي‌‌شود يك لحظه زير بار حرف زور و ذلّت‌بار برود. او ‹‹ قتيل العزّه›› ناميده شد تا درس سازش‌ناپذيري و روح عزتمندي را به پيروانش منتقل سازد.

مفهوم‌شناسي عزت

مفهوم ‹‹عزت›› به گفتة راغب اصفهاني در كتاب وزين ‹‹مفردات القرآن›› به معناي آن حالتي است كه انسان را مستحكم و شكست‌ناپذير مي‌سازد و نمي‌گذارد آدمي در پيچ و خم زندگي، مقهور عوامل دروني و بيروني شده و شكست بخورد.[1] به همين جهت، زمين صفت و سختي كه نفوذناپذير است «ارض عزاز» مي‌گويند و به چيزي كه وجودش كمياب باشد، ‹‹عزيزالوجود›› مي‌گويند. مثلاً به گوشت نايابي كه نمي‌توان به آن دست يافت ‹‹تعزّزاللّحم›› مي‌گويند، و نيز به كسي كه پرصلابت است و هرگز مقهور كسي نمي‌شود، ‹‹عزيز›› مي‌گويند.[2]
در قرآن كريم نيز واژة ‹‹عزّت›› هم در معناي فوق بكار رفته است. مانند:‹‹فان العزّه لله جميعاً›› (نساء / 139) يعني شكست‌ناپذيري و قاهريّت تنها از آن خداوند است. و هم به معناي ‹‹صعوبت و سختي›› بكار رفته است. مانند ‹‹عزيز عليه ما عنتم››[3] سخت و گران است بر او رنج شما. و به علاوه معناي ‹‹غيرت و حمّيت›› نيز آمده است. مانند:‌ ‹‹ بل الذين كفروا في عزّه و شقاق››[4] بلكه آنها كه كافر شدند گرفتا رغيرت هستند. و همچنين در معناي ‹‹ غلبه و سيطره›› نيز بكار برده شد، مانند: ‹‹ و عزّني في الخطاب››[5]يعني در سخن گفتن بر من غلبه كرد.[6]

ادامه نوشته

.: امام حسین در سیره و اندیشه شهیدان :.

«اسماء شهدای شما از قبل در «لوح محفوظ الهی‏» ثبت‏شده است که اینان خواهند آمد و از اسلام و قرآن دفاع خواهند کرد .» (1) حضرت امام خمینی‏(رحمت الله علیه)
شهید آیت الله مدرس(رحمت الله علیه)
«پدرم سیداسماعیل، اجداد طاهرین ما را، سرمشق عبرت قرار می‏داد و می‏گفت: تسلیم ناپذیری در برابر زور و ستم را از جد شهیدمان، سیدالشهداءعلیه السلام بیاموزیم . یزید بن معاویه، در مقابل بیعت‏به آن حضرت، مال و منال فراوان و زندگی آسوده وعده داد . ولی او در راه مبارزه برای حق و حقیقت و دفاع از ایمان و عقیده خویش، آن وعده‏ها را نادیده گرفت و خون پاک خود و خانواده‏اش حتی نوجوانان و کودکان شیرخوار خانواده را فدا کرد .» (2)
شهید دکترچمران(رحمت الله علیه)
«ای حسین! درکربلا، تو یکایک شهدا را در آغوش می‏کشیدی، می‏بوسیدی، وداع می‏کردی . آیا ممکن است هنگامی که من نیز به خاک و خون خود می‏غلتم; تو دست مهربان خود را بر قلب سوزان من بگذاری و عطش عشق مرا به تو و به خدای تو سیراب کنی؟ از این دنیای دون می‏گریزم . از اختلافات، خودنمایی‏ها، غرورها، خودخواهی‏ها، سفسطه‏ها، مغلطه‏ها، دروغ‏ها و تهمت‏ها خسته شده‏ام . احساس می‏کنم که این جهان، جای من نیست . آنچه دیگران را خوشحال می‏کند; مرا سودی نمی‏رساند .
سرورم! آمده‏ام تا در رکابت علیه کفر و ظلم و جهل بجنگم . با همه وجود آمده‏ام . تاسوعاست . گروهی بزرگ از یزیدیان با تانک‏ها و توپ‏ها و زره پوش‏ها و ماشین‏های زیاد و سربازان فراوان در حرکتند . حق با باطل رو به رو شده است . دشمن سیل آسا پیش می‏آید و من می‏خواهم مثل یکی از اصحاب تو در کربلا بجنگم .» (3)

شهیدان کربلایی ایران
قطع شدن دست «حسین‏» باعث‏شده بود دیگران نسبت‏به او حساس باشند و کارهایش را زیر نظر بگیرند . او این را خوب می‏دانست و سعی می‏کرد تا آنجا که امکان‏پذیر است، اوضاع را عادی جلوه دهد . در این کار هم به خاطر سعی و تلاش بی‏وقفه خود موفق بود . خیلی زود کارها را با تمرینات مرتب یاد گرفته و شخصا انجام می‏داد . حسین عاشق محرم و سینه زنی بود . مخصوصا چون لشکر او به نام مقدس سیدالشهداءعلیه السلام بود; ایام محرم شور و حال دیگری در آن پیدا می‏شد . بعضی وقت‏ها که دوستان در سنگر جمع بودند; با آن دستش که قطع نشده بود، سینه زنی می‏کرد . چقدر با صفا بود! آخر او سردار سرلشکر شهید حاج حسین خرازی، فرمانده لشکر 14 امام حسین‏علیه السلام در جبهه‏ها بود . (4)

ادامه نوشته

.: شکوه قيام عاشــورا :.

زيبايي هاي قيام عاشــورا
حضرت زينب كبري(سلام الله علیها) پس از قیام عاشورا در جمله اي زیبا فرمودند (ما رأيت إلا جميــــلا)، من هر چه مي بينم زيبايي مي بينم اين يعني چه؟ زيبائي هاي كربلا چيست؟ (ما رأيت إلا جميــــلا) من در كربلا جز زيبايي نديدم، ما از كربلا هر چي مي بينيم تشنگي و دود و عطش است آنها سختي هايش است اما گاهي توي سختي زيبائي است يعني يك خانمي كه توي آشپزخانه زحمت مي كشد سخت است اما توي همين سختي برايش لذيذ است درد زايمان سخت است اما همين سختي را زنها آرزو مي كنند كه بچه دار شوند آنهايي كه بچه دار نمي شوند يك وزنه بردار يك وزنه اي را كه بلند مي كند خيلي سخت است به او فشار مي آيد اما همين وزنه برداشتن برايش لذيذ است يعني در عمق دردسرها... زيبائي ها در لابلاي سختي هاست شركت در كنكور سخت است وزنه برداشتن سخت است زايمان سخت است عمل جراحي سخت است دويدن سخت است بالا رفتن از كوه سخت است منتهي لابلاي سختي ها زيبائي است ما مي خواهيم منظور حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) از زيبائي های کربلا را بگوئيم.

اخلاص در حركت و تلاش
1- اخلاص، درباره امام حسين (عليـــه الســـلام) داريم كه مي گويد (دعوت إلي الله) دعوتت بسوي خدا بود (وفيت لله) براي خدا وفا كري (قمت لله) براي خدا قيام كردي (جاهدت في سبيل الله) در راه خدا جهاد كردي، يعني هر چي ديدم از برادرم خلوص ديدم براي اينكه رأي جمع كند براي اينكه مشهور شود، (چند وقت قبل يك دوستي از استاني آمد كه ده ميليون بودجه اي به من داده فلان تشكيلات و فلان وزارت خانه بروم تحقيق كنم كه عوامل ايجاد موج چيه؟! چه كنيم كه توي مملكت موج ايجاد كنيم، گفته اند برو پهلوي قرائتي حالا از آن استان آمده بود كه چطوري موج ايجاد كنيم؟! به او گفتم اين چه تحقيقي است؟ گفت به من ده ميليون داده اند گفتم بيخود داده اند، وزارت داده، وزارت هم بيخود كرده ما يكي از وظائف مان ايجاد موج نيست.) اگر مي بينيد كه امام حسين (عليـــه الســـلام) موج انداخت براي خدا قيام كرد خدا كار او را موجي كرد يعني بر موج قرار داد امام خميني نمي خواست كه موج ايجاد كند مي خواست كه به وظيفــه شرعي اش عمل كند منتهي حركت الهي او ايجاد موج كرد اصل موج به خودي خود ارزشي ندارد ما بايد براي خدا قيام كنيم حالا براي خدا گاهي وقتها مثلاً شما توي يك جلسه اي نشسته اي بعد مي بيني كه در اين جلسه دارند حرفهاي بدي مي زنند جلسه گناه است براي اينكه فكر مي كني خدا از نشستن شما راضي نيست بلند مي شوي و مي روي منتهي وقتي بلند شدي و رفتي ممكن است جلسه به هم بخورد و موجي هم ايجاد بشود اما شما به قصد موج اين كار را نكردي.
( حضرت امام مي فرمود من رفتم مكه كتاب بخرم از كتابفروشي كتاب را خريدم تا رفتم به او پول بدهم صداي اذان بلند شد پول را نگرفت گفتم پول را بگير گفت مگر نمي بيني كه اذان است وقت اذان معامله ممنوع است گفتم بابا اين پول را بگير گرفتن پول دو ثانيه طول مي كشد گفت نه، باشد براي بعد خوب عمل يك كتابفروش در مكه در مغز امام ايجاد موج مي كند بعد امام مي آيد اينرا نقل مي كند در زندگي خودش هم چه بسا تحت تاثير قرار مي گيرد گاهي يك حركت ايجاد موج مي كند وظيفــه ما ايجاد موج نيست. خلاصه نشست يك نواري هم گذاشت ما حدود چهل دقيقه صحبت كرديم كساني كه در تاريخ ايجاد موج كرده اند و موج آنها هم ثابت مانده است اينها هيچكدام براي هوي و هوس ايجاد موج... ابراهيم ايجاد موج كرد تبر برداشت رفت توي بتخانه و بت ها را كوبيد آتش افتادن ابراهيم ايجاد موج بود. حضرت ابراهيم مامور مي شود كه بچه اش را بخواباند چاقو بگذارد تا چاقو را گذاشت خدا گفت نمي خواهم كشته بشود مي خواستم دل از بچه بكني ديدم دل كندي آفرين اين حركت ايجاد موج كرد الان همه حاجي ها كه گوسفند مي خوابانند به ياد ابرهيم گوسفند مي كشند. ما بايد به فكر خدا باشيم آنوقت كار خدايي را خدا به آن بركت مي دهد نبايد حساب كنيم يك خانه اي بسازم كه هر كس مي آيد يك سوت بكشد اين خانه اي ما به قصد جلوه مي سازيم اين خانه ها فكر مي كنيم كه به قصد ايجاد موج است در دل افراد فحش مي دهند مي گويند از كجا آورده؟ مي خواهد چه كند؟ چقدر غافل است؟ كي چي، در كنار اين كاخ ها چه فقرايي هستند، يك موتور سوار چرخ جلويش را... تك چرخ مي زند يا مي رود؟ مي زند، تك چرخ مي زند، خوب اين توي دنياي خيال ذهن ها را به خودش متوجه مي كند، توي دنياي خيال هر كس او را مي بيند مي گويد اين الان مي افتد و خون ريزي مغزي مي كند يك خانواده اي را فلج مي كند خودش را هم بدبخت مي كند يعني عقلا به او فحش مي دهند عقلا كارش را توبيخ مي كنند ولي توي دنياي خودش دارد ايجاد موج مي كند يك خانمي كه خودش را آرايش مي كند و مي آيد توي خيابان به نظر خودش همه چشم ها به او هستند اما همين امروز يعني حدود دو ساعت پيش بحث ازدواج شد يكي گفت آقا من اين دخترهايي كه توي خيابان آرايش مي كنند را نمي خواهم به اينها... كسي كه مي خواهد كه نگاهش كنند يك افرادي هم به او نگاه مي كنند و وقتي به او نگاه كردند معلوم نيست كه حالا چه جوري مي شود من مي خواهم دختري بگيرم كه كسي به او نگاه نكرده باشد يا حداقل به او نگاه كرده باشد يا اگر نگاه به او كرده اند به قصد لذت نگاهش نكرده باشند يعني اين دختر به نظر خودش با اين لباس آمد ايجاد موج كرد) اجمالاً رمز اينكه كربلا موج افتاد آن خلوص بود.

ادامه نوشته

.: حیاتِ الگویی امام حسین (علیه السلام) :.

وقتی خداوند، برای هدایت بشر، «راهنما» فرستاد و برای تعیین راه و پیمودن مسیر، «حجّت» قرار داد، همه ابعاد را در نظر داشت.
الگوهای مکتبی، الگوی همه جانبه امت برای راهیابی به کمال و خودسازی و بندگی‏اند. حسین بن علی علیه‏السلام نیز یکی از این اسوه‏های کامل و الگوهای همه جانبه است و آنچه از حضرتش باید آموخت، نه تنها درس حماسه و جهاد و ظلم ستیزی، که درس عبودیت و سخاوت و جوانمردی و ارزش گرایی و تهجّد و انس با قرآن و تکریم انسان است.
اینک، نگاهی به بخشی از ابعاد الگویی سالار شهیدان داریم، تا روشن گردد که شخصیت وی به بُعد شورآفرین و حماسی عاشورا و انگیزه آفرینی جهاد در کربلا خلاصه نمی‏شود. امروز، اگر آن باده جانبخش در ساغر دلمان نیست، می‏توان و باید از چشمه فیض دیگری شور و حال گرفت و «سیره حسینی» را چراغ راه قرار داد.
در عصر بازسازی ایمانی و فرهنگی، توجه به ابعاد الگویی امام حسین علیه‏السلام ضروری است. آن حضرت، تنها در کربلا اسوه ما نیست؛ الگو بودنش تنها در زمینه حماسه و خون و شهادت هم نیست؛ حتّی در کربلا هم، فقط کربلای حماسه و جهاد نبود و اوج صحنه‏های آن روز جاویدان هم، تنها شهادت امام و یارانش نبود.

1. نماز، اوج بندگی
سالارما، حسین بن علی علیهماالسلام ، شب عاشورا برای انس با خدا و تهجّد و تلاوت قرآن و نماز، از دشمن مهلت گرفت. در گرماگرم نبرد عاشورا نیز، هنگام ظهر به نماز ایستاد تا به ما بیاموزد که جان بر سردین و خداجویی نهاده است. سعید بن عبداللّه حنفی، در آن لحظه، در برابر امام همچون سپر حفاظتی می‏ایستد، تا حسین بن علی علیهماالسلام ، آخرین نمازش را بخواند و با 13 تیر که بر پیکرش می‏نشیند، به شهادت می‏رسد.1
ابوثمامه صائدی نیز ـ که خودش شهید نماز است ـ در روز عاشورا، فرا رسیدن هنگام نماز را یادآور می‏شود. امام حسین علیه‏السلام دعایش می‏کند که خدا از نمازگزارانِ ذاکر قرارش دهد.2
این که در زیارت‏های حسین بن علی علیه‏السلام ، او را اقامه کننده نماز خطاب می‏کنیم «اشهد انّک قد اَقَمْتَ الصلّوة...»3 جلوه دیگری از اهمیت نماز را در زندگی و شهادت آن پیشوای معنویت و عبودیت نشان می‏دهد.

2. رضا، اوج ایمان
کمال بندگی در «رضا» به رضای الهی و فرمان اوست. حسین بن علی علیه‏السلام در حرکت به سوی کربلا، اظهار امیدواری کرد که آنچه را خداوند برایش اراده کرده باشد، «خیر» باشد، چه با فتح، چه با شهادت «ارجو ان یکونَ خیراً ما اراد اللّه بنا، قُتِلْنا ام ظفرنا»4. در قتلگاه نیز جملات زیبای «الهی رضیً برضاءک و تسلیماً لامرک» که بر زبان او جاری شد، نشانه خلوص در بندگی و رضا به قضای خدا و رنگ خدایی داشتن جهاد و شهادت اوست.
یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد
ایمان او به شمار می‏رفت. خود آن حضرت بارها می‏فرمود:
«رضا اللّهِ رضانا اهل البیت5؛ رضایت ما خاندان، تابع رضای الهی است.»

ادامه نوشته

.: دانستنی های تاسوعاى حسينى  :.

اشاره

نينوا، نام ديگر كربلا؛ منطقه‏اى در كوفه، سرزمينى كوچك. هيچ انقلابى در تاريخ اسلام از نظرگاه جغرافيايى كوچك‏تر از كربلا نيست.
72تن؛ همه لشكر حسين عليه‏السلام ، روياروى سى هزار كس. هيچ انقلابى در تاريخ اسلام از نظر كميت، كمتر از كربلا نيست.
هشت روز؛ از اول رسيدن به اين سرزمين و شايد هشت ساعت، همه واقعه. هيچ انقلابى در تاريخ اسلام از نظر طول زمان وقوع حادثه كوتاه‏تر از كربلا نيست.
اين حادثه، بحق، بزرگ‏ترين، شگفت‏ترين و پرارج‏ترين بخش تاريخ اسلام و تاريخ شيعه است. اين جغرافيا، جغرافياى كشف همه زيبايى‏ها و عظمت‏ها و بايسته‏هاى زندگى انسان است.
اين مقاله، جرعه‏اى است از اقيانوس اين همه كرامت و شكوه، با نگاهى ويژه به جان‏سوزى و عطش‏ناكى روز نهم؛ تاسوعا، و سقاى تشنه‏لبى كه اين روز را به حرمت و معرفت او سينه مى‏زنند؛ حضرت ابوالفضل.

معناى عباس

ريشه‏دار از رشادت على، شير بيشه دلاورى، حيدر مكرر، شگرفى معناى برادر، شكوه واژه عمو، قيامت قامت، قمر بنى بشر، علم‏دار عاطفه، بيرق‏دار معرفت، غيرت الهى، مؤلف وفا، فاتح فتوت، اَبِ ادب، روزه‏دار آب گوارا، مُقَسِّمِ عطش، خجالتِ هميشه فرات، سقاى تشنگى، دست‏هاى بريده عشق، مشك نااميد، گل هزار خار تير و نيزه، پيكر صدپاره، سروِ سرنگون، ساقى شهادت، قبله حاجت و... .
عباس يعنى تا شهادت يكه‏تازى
عباس يعنى عشق، يعنى پاك‏بازى
با عشق بودن تا جنون، يعنى ابوالفضل
خورشيد در درياى خون، يعنى ابوالفضل
جوشيدن بحر وفا، معناى عباس
لب‏تشنه رفتن تا خدا، معناى عباس
بى دست، با شاه شهيدان دست دادن
بى‏سر، به راه عشق و ايمان سر نهادن
بى‏چشم ديدن چهره رؤيايى يار
جارى شدن در ديده دريايى يار
وقتى كه اقيانوس را در مشك مى‏ريخت
از چشمه چشمان دريا اشك مى‏ريخت
اين است مفهوم بلند نام عباس
در ساحل بى‏ساحل آرام عباس

تو اكنون برادرى

دست تو گلوگاه اسماعيل است. تو موسايى و علقمه، نيل. فرات بر تو گريه مى‏كند و اقيانوس براى عظمت تو له‏له مى‏زند. بر آب ايستادى؛ بر آيينه آب و خيل تشنگان تاريخ را نظاره كردى، كه تا هميشه روزگار به پاى‏بوس پاى‏مردى‏ات صف كشيده‏اند. شگفت برادرا كه تويى، تا دم‏هاى آخرى كه دم مباركت بر خاك زخم خورده مى‏ريخت، خود را برده حسين مى‏دانستى. اكنون كه گيسوان سوگوارت به خون خضاب مى‏كند، اكنون كه خون تو كُفو خداوند است، برده نيستى؛ برادرى.
اكنون تو نه آن بنده دربندى، كه برادر خون خداوندى. سلامِ سلام بر تو باد. سلام همه سوگواران جهان بر تو باد. مشك تو، اشك همه لب‏تشنگان تاريخ است كه فرومى‏ريزد. مشك تو، اشك جوان‏مردى است كه بر مصيبت فتوت مى‏گريد. اى سروِ سرنگون! تشنگى خويش را سربلند از معاشقه موج بيرون آوردى، و دريا تشنه يك جرعه تو بود، و تو دريا را تشنه بر جا گذاشتى؛ تشنه يك جرعه لب‏هاى تو.

ادامه نوشته

حماسه 9 دی

وحسین بن علی بازبه امداد آمد                       وچنین بودخدای توبه مرصاد آمد

    عبرت آموز ز تاریخ که خائن کم نیست               این هم از عبرت ایوان مدائن کم نیست

     وخداهست وهرآن چیزکه از وی باقی است            فتنه خاموش شدامانهم دی باقی است

 نبایدبرهیچ کس پوشیده باشدکه مقاومت نظام اسلامی ایران در برابرانواع فشارهای جامعه استکباری و توطئه های بیشمارنظام سلطه،محصول حمایت های مردمی وآگاهی وبصیرت آحادجامعه نسبت به سرنوشت سالم ترین وکارآمدترین نظام انسانی درجامعه امروز است.

درجهان پرنیرنگ وفریب امروزکه مشروعیتهای سیاسی غالبا متکی به حقه های پنهان وبرنامه ریزیهای پیچیده سیاستمداران فاسد است،وجودنظامی منبعث ازتعالیم آسمانی ومبتنی برمدیریت،نظارت واشراف ولی فقیه،موهبتی است که مردم پاکنهاد ایران اسلامی،قدر ومنزلت آن را میدانند ودر طول بیش از سه دهه همواره کوشیده اند درک وشناخت عمیق ودقیق خویش رادربرابر دشمنان نمایان سازند.

بنابراین جزمعاندان،وابستگان به بیگانه ودگراندیشان وطن گریز،هیچ عقل سلیمی نمی تواند انکارکندکه مردم درنهم دی 1388 تابلوی تزویر راکنار زده واز منافقین جدید رونمایی کردند واین روز را همانند  22 بهمن و15 خرداد به نقطه عطف دیگری درتاریخ ایران زمین تبدیل کردند. درواقع«نهم دی»به عنوان روز انفجار غیرت دینی وانفلابی مردم محسوب میشود.زیرا درفتنه 1388 درحق پیشگامان وپیشتازان سلسله نورانی امام راحل وهمراهان ایشان جفا شدوافرادی که مشروعیت خویش را ازطریق تقرب به امام ،رهبری ونظام کسب کرده بودند،این سرمایه راباتوهین به عاشورا به کف خیابان آوردندوفاجعه آفریدند. امامردم بیدار در نهم دی غیرت مسلمانی وانقلابی شان به جوش آمدواین لکه کثیف راپاک کردند؛چه آنکه می دانستندافرادی که شعار«نه غزه نه لبنان،جانم فدای ایرانً »سر میدهند،دروغگویانی بیش نیستند وبه قول عزیزی،حتی سرسوزنی حاضربه فدا کردن جان خویش برای ایران نخواهند بود.

بنابراین روزنهم دی یوم الله،متعلق به مردم وآن چنان بزرگ است که فقط همین روز برای اثبات وفاداری مردم ایران زمین به امام حسین(ع)،امام عصر(عج)ونظام برآمده ازآموزه های اسلام کافی است وباید ویژگی های نورانی این روز را به نام مردم ایران ثبت کرد .


پی نوشت: ماهنامه فرهنگی اجتماعی فرهنگ پاسداری.شماره ۲۶